|
|
|
||||
|
منوچهر سخایی یکی از خوانندگان پاپ یک نسل قبل از ما بود. نسلی که دوران اوج جوانی و شور و شر خود را در دهه چهل شمسی گذراند. صدای او سبک و کلاس خاص خودرا داشت و در رقابت با ویگن و عارف او هم طرفداران خاص خود را داشت.
از ترانه های زیبایی که برای نسل قبل از ما خوانده بود دو ترانه نوستالژیک "نامزدی" و "جزیره" بسیار زیبا هستند. شاید بیاد ماندنی ترین ترانه او "کلاغها" باشد. ترانه کلاغها با صدای منوچهر سخایی (دانلود) او متولد تهران به سال ۱۳۱۴ شمسی بود . در سال ۱۳۳۷ فعالیت حرفی ای خود را به عنوان خواننده در رادیو ایران آغاز کرد . او بعدها همچنین در فیلم های فارسی ترانه هایی را اجرا کرد که اولین اجرای او در فیلم " زندگی شیرین است " ساخته زنده یاد منوچهر محسنی بود . اوسالها همراه با نسل مانیزهمچنان موفق به کار خود ادامه داد و بعداز انقلاب ایران همراه بادیگر خوانندگان به آمریکا کوچ کرد. در آن جا نیز چند ترانه ای خواند ولی اکنون سال هاست که ازاو خبری در دست نیست .
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:4 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
<< من زياد پايبند شهرت نبودم. عاشق اين مسائل نبوده و نيستم. موسيقى را خيلى دوست دارم و برايم هم خيلى محترم است، ولى از درون زياد اين طورى نبودم كه نبودنش مرا آزار بدهد و اينكه فراموش بشوم. من عادت كرده بودم، يعنى خودم را قانع مى كنم به آنچه هست.به گفتند که اگر به خارج از کشور نروی و نخوانی فراموش می شوی . به خودم مى گويم كه بايد اينطورى باشد و مى پذيرم. برايم مهم هم نبود كه شهرتم از بين برود.>>حدود هشت ساله بود كه از تنکابن به تهران آمد. از همان كودكى صدايش خوب بود و در جشن هاى كوچك مدرسه و خانواده مى خواند تا اينكه در آموزشگاه هاى كشور در دوره دبيرستان، مسابقه اى گذاشتند و او در سراسر كشور اول شد. بعد هم رفت به هنرستان موسيقى و در آنجا زیر نظر استاد محمود کریمی به یادگیری موسیقی پرداخت . سپس به رادیو دعوت شد و اولین ترانه خود را " قلک چشات " با وجود مخالفتهای خانواده اش اجرا کرد . بعد از پخش قلك چشات اكثر آهنگسازان علاقه مند كار با او شدند. آن آهنگ به طرز عجيبى مورد توجه قرار گرفت، تا مدتها آهنگ روز بود و هيچ آهنگى نتوانست با آن رقابت كند. بعد از آن، آهنگسازان خودشان پيشنهاد خواندن آهنگهايشان را دادند، ولى او هميشه در كادر بسته میکرد. يعنى موسيقى و موزيك و هنر خوانندگى براى او آنقدر عزيز و محترم بود كه به خود اجازه نمى داد در هر جا و موقعيتى آن را ارائه كند، مگر جاهايى كه مى ديد واقعاً سطح بالايى دارند و يا خيريه است . از کارهای به یادماندنی این هنرمند میتوان به ترانه " گل گلدون " از ساخته های استاد فریدون شهبازیان اشاره کرد . ترانه گل و گلدون با صدای سیمین غانم (دانلود) << راديو و تلويزيون آن موقع براى ما جنبه مادى نداشت. آن موقع مى گفتند كه اينجا محلى است كه مى خوانيد و اينجا شهرت پيدا مى كنيد مى رويد به كاباره و اين حرف ها. خيلى ها اين كار را مى كردند، ولى من نكردم. من محدوديت هنرى ام تا اين حد بود كه سالى يكى دو كنسرت مى گذاشتم، بعد هم در خيريه ها و انجمن هاى فرهنگى مى خواندم. به غير از اين در جايى ديگر به اصطلاح كار نمى كردم. راديو و تلويزيون شايد چيزى در حدود پول لباس و رفت و آمد ما را مى داد و ديگر درآمدى براى ما نداشت.>>
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 2:29 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كمتر كاسبی در بازارچه مروی واقع در خيابان بوذرجمهری بود كه ملوك را نشناسد او به اين نام معروف شده بود آنها در مورد ارتباط ملوك با اقبال السلطان حرفهایی ميزدند.
اقبال السلطان مجاور منزل ملوك زندگی ميكرد و هر وقت در منزل شروع به خواندن ميكرد، ملوك هم به وجد می آمد و با باز نمودن پنجره با آواز به او جواب ميداد، تا اينكه بالاخره ملوك با مشورت خواهران و در خفا اقبال السلطان را به استادی برگزيد و از اين نظر بود كه بازاريها حرفهایی ميزدند، و بعد كه در كار خود ورزيده شد مسئله را آفتابی كرد و خواندن را برای مردم شروع نمود. ولی پدرش حاج حسين فرش فروش بسيار متعصب بود بطوريكه وقتی شنيد دخترش صفحه ای بنام ( عاشقم من منعم نكنيد دردم برسيد) را پر كرده و ميخواهد اين تصنيف را در اختيار مردم بگذارد تصميم گرفت دخترش را بگناه اين ( جرم) معدوم كند. او زنی بود نسبت به زندگی بسيار خوشبين و به عقيده او در اين دو روز هستی به غير مستی و عشق به هر چه رو كنی آخرش پشيمانی است. ولی او عاشق نیكوكاری و احسان به هم نوعان بود و چون از داشتن فرزند محروم بود آنچه ميتوانست برای كودكان يتيم انجام ميداد و آنها را نزد خود ميبرد و به پرورش و تربيت آنان همت مي گماشت. ملوك ضرابی علاقه ای به تحصيل نداشت و تا كلاس چهارم ابتدایی بيشتر نخواند و ميگفت من استعداد درس خواندن ندارم او تعريف ميكرد كه ما اصلا يك فاميل كاشانی هستيم و صدا و خواندن ارث فاميلی ماست، او اضافه ميكرد كه پدرش صبح ها بعد از نماز، دعای دوازده امام را با صدای بلند و رسا ميخواند، اگر يكروز نمی خواند همسايه ها ميگفتند چه شده ؟ و به آن صدا عادت كرده بودند. ميگفت من وارث اين صدا هستم و از طاهرزاده متشكر بود كه او را خيلی هدايت كرده بود و از معلم ضرب خود حاج خان عين الدوله كه علاوه بر ضرب آهنگهای ضربی را هم به او ياد داده بود هميشه سپاسگزار بود. ملوك ضرابی اطلاعاتی در مورد رديفهای موسيقی ايرانی نداشت و خيلی علاقه مند بود كه شاگردانی داشته باشد ولی داوطلبی پيدا نشد. اولين كنسرت او در دبيرستان فيروز بهرام انجام گرفت كه شروع فعاليت های هنری اوشد و شهرت او از اين دبيرستان آغاز شد. مرحوم احمد دهقان برای شهرت ملوك ضرابی خيلی فعاليت كرد و بيستمين سال خوانندگی او را جشن گرفت و به او يك نشان فرهنگ اهداء نمودند. او در اكثر مجالس مهم در حضور سياستمداران خارجی برنامه های جالبی اجرا ميكرد و چون تنها به خواندن اكتفا نميكرد و گه گاهی با نواختن ضرب و لطيفه و جوك گویی جلسات را بسيار گرم می كرد از اين نظر در ميهمانيهای رسمی كاخ گلستان هم او را دعوت ميكردند. او طبع و نظر بالایی داشت بطوريكه علاقه مند بود كه اسمش فقط در رديف صبا، قمروزيری و ساير استادان بزرگ موسيقی ذكر شود. او اثراتی از خود بجا گذاشت چون ،"عاشقم من" ، "تو رفتی و عهد خود شكستی" ، "رعنا" كه اكثر آنها مورد توجه مردم قرار گرفت. ترانه رعنا با صدای ملوک ضرابی (دانلود)
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 21:55 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گیتی پاشایی در سال 1327 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد.
پدر بزرگش جعفر منصوری شاعر و استاد تار و خط بود و نوازندگی تار و سه تار را به مادر گیتی آموخت و بدین ترتیب گیتی از طریق مادرش با موسیقی آشنا شد. وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. پس از دیپلم به آمریکا رفته و در سیتی کالج نیویورک در رشته معماری مشغول به تحصیل شد و در سیاتل آمریکا لیسانس هارمونی و ارکستراسیون گرفت. در اواخر دهه چهل، فعالیت رسمی خود را با خوانندگی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و به خواندن تصنیف های مردمی مشغول شد. ترانه های «شب من شب تو»، «دل بوالهوس»، «گل مریم»، از جمله ترانه هایی است که او در آن زمان خوانده بود. ترانه گل مریم با صدای گیتی ( دانلود )
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 1:32 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تولّد اسفند 1309 در ساری. لیسانش دانشسرای کشاورزی. از اوان نوجوانی نیهای خود رو را سوارخ می کرد و در آنها می دمید. در سال 1317 در دبستان با ساختمان فلوت پیشاهنگان آشنا شد. عماد نزد خود و بی استاد نواهای محلّی را در فلوت می دمید و بعدها که به رادیو آمد، آهنگهایی را که با ویلن در رادیو اجرا می کردند، با فلوت تقلید می کرد. در شهریور 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدینها، پیش پرده می خواند و فلوت می زد. در تهران مجید محسنی، حمید قنبری و جمشید شیبانی از سالهای 1320 پیش پرده خوانی را شروع کرده بودند و پرویز خطیبی و ابوالقاسم حالت، اشعار فکاهی آن را می سرودند. پیش پرده خوانی چندین سال مُد بود. به هر حال به قول عماد رام، نخستین مربی غیر رسمی اش سن تئاتر بود. در سال 1335 به تهران آمد و به اداره هنر های ریبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون ا نزد محمد علی خادم میثاق، و ردیفها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. مدتی نزد نورعلی برومند و "حاج آقا محمد ایرانی مجرد" آموزش دید. در سال 1339 برای اولین بار در ارکستر حسن رادمرد کنسرت داد. در تلویزیون، ارکستر سه نفره ای متشکّل از حسین تهرانی، فرامرز پایور و عماد رام پا گرفت ... از سال 1350 به سرپرستی یکی از ارکسترهای فرهنگ و هنر منصوب شد. 25 سال پيش در پی انقلاب اسلامی در ايران مانند بسياری از هنرمندان ايرانی ناگزير از ترک وطن شد و سرانجام در سال 1382 در کشور آلمان دار فانی را وداع گفت. ترانه فرنگیس با صدای عماد رام ( دانلود ) عماد رام می گوید:"منحنی هنر نسبت به پیشینیان سقوط کرده بود، کار اساتیدی همچون درویش خان، رکن الدین خان و صبا و ... چون مکتبی بود پس از سالها همچنان پا برجا مانده است و کار بعضی از شبه هنرمندان چون سرابی بود، اثری از آثارشان باقی نمانده. مکتبیها به دنبال هنر بودند، دود چراغ می خوردند و دو زانو دستِ ادب بر سینه در برابر استادان می نشستند، لذا آثارشان نیز پایدار ماند و شبه هنر مندان از لوح دلها زدوده شدند. من گاهی برای اینکه آموزش فرهنگی و اخلاقی بگیرم نزد شادروان اسماعیل مهرتاش می رفتم، روزی نقل کرد "در هنگام جوانی که من و علی اکبر شهنازی برای مشق تار خدمت درویش خان می رفتیم، روزی از قسمت روابط فرهنگی ایران و فرانسه پاکتی آوردند که محتوی یکصد تومان بود. در آن زمان یکصد تومان فوق العاده ارزش داشت و اگر کسی در کوچه ای صد تومان پول داشت آن کوچه به کوچه صد تومانیها معروف می شد. درویش خان گفت:"گمان نمی کنم که فرهنک و کار فرهنگی پاداش داشته باشد." و از قبول پول امتناع ورزید. پس از ساعتی در همان جلسه رو کرد به حاجی علی اکبر خان که نسبتآ ثروتمند بود و ماهانه سه تومان بابت حق التدریس می پرداخت و گفت: "پول داری حق التدریس ماه آینده خود را بپردازی؟" و پس از اینکه سه تومان را که مبلغ نسبتآ قابل توجهی بود گرفت، نوکرش را صدا زد و گفت:"این سه تومان را بده این همسایه ارمنی که امروز زنش مرده و پول کفن و دفنش را ندارد." حالا شما این را مقایسه کنید با کسانی که اسم خود را هنرمند گذارده بودند و شبها به کاباره ها و ... هجوم می آوردند برای انباشتن جیب خود. و این تفاوت بود که هنر امثال درویش خان را ماندنی کرد و هنر اینان را به زباله دانی فرستادند."
+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 14:11 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 19:6 توسط Orod Music
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
فريدون فرخزاد درآلمان تحصيل كرده و داراى درجه دكتراى علوم سياسى بود. متولد هزار و سيصد و پانزده در شهر تفرش، و برادر شاعره مشهور فروغ فرخزاد بود. فريدون فرخزاد، به جز دكتراى علوم سياسى، شاعر، نويسنده، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق (ميخك نقره اى) در ايران بود. "فریدون فرخزاد"هم در تلویزیون برنامه اجرا می کرد و هم یک هفته در میان در رادیو " برنامهء صبح جمعه " را اجرا می کرد . از دوسه سال پیش از انقلاب هم ،جوانانی که استعدادخوانندگی داشتند را به مردم معرفی می کرد و به اصطلاح زیر پر و بالشان را می گرفت .هم آنهایی که تعدادشان کم نیست در " لوس آنجلس ". و زمانی که " فرخزاد " را کشتند ، دریغ از یک کلمه حرف که در بارهء او بزنند . شو ی تلویزیونی" فرخزاد" همیشه تعدادی تماشاچی داشت که در استودیو حضور داشتند و ضبط برنامه را از نزدیک شاهد بودند ، هر کسی می خواست در این برنامه حضور داشته باشد نامه می نوشت و درخواست می کرد ، تا نوبتش می رسید و از او دعوت می کردند صدای فرخزاد را اینجا بشنوید ( دانلود ) كتاب شعر: (در نهايت آغاز جمله است عشق) به فارسى، وكتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام (من از مردن خسته ام) در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود. فرزندش رستم، از آنيتا، همسر آلمانى اوست. دومين همسر اوايرانى بود. پس از حكومت رژيم اسلامى، مجبور به زندگى مخفى و بالاخره، ترك وطن شد. در كشور هاى مختلف همراه با ميليون ها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان، كه قبلأ ازآنجا فارغ التحصيل شده بود، ساكن شد . در سال هاى جنگ ايران و عراق، بار ها به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق، سفر كرد و بسيارى از كودكان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم(وين عشق من) در كنار هنرپيشه معروف زن اطريش، نقش يك حزباللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. بى توجه به تهديد هائى كه ميشد: نوشت، سرود، آواز سر داد، به كشور ها مسافرت كرد، فرياد زد، سخنرانى كرد و بدون هيچ سازش و زد و بند مالى .. با همه علم، هنر، استعداد و انرژى، ايران و جهانيان را به دورى و مبارزه با رژيم فرا خواند...سرانجام،.. با ضربات متعدد چاقو كشته شد. پنجشنبه ساعت يازده شب، شانزدهم مرداد هزار و سيصد و هفتاد و يك - ششم آگست هزار و نهصد نود و دو ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش او را يافتند.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 2:19 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اردلان سر فراز ترانه سراي بزرگ معاصر در مصاحبه با يک روزنامه چاپ امريکا، آشفته بازاري به اسم هنر در ميان ايرانيان مقيم آمريکا و صدور آن به ايران را مورد انتقاد قرار داد و گفت:((بر خلاف خارج، طي سالهاي اخير در داخل ايران، به گنج معنوي عرفان، ادب و هنر اصيل ايراني پي برده اند.فرهنگ، ادب و هنر ايراني قابل باليدن و افتخار است و بايد آن را همواره مدّ نظر داشت و از آن تاثير گرفت تا اين لجام گسيختگي فرهنگي به ايرانيان و نسلهاي بعدي آنها در خارج لطمه نزند)) وي آشفته بازاري که به ظاهر، اسم هنر روي آن گذاشته مي شود و از لس انجلس به ايران صادر مي شود را مورد انتقاد قرار داد و اين نوع هنر را وسيله اي براي "خود جنبانان" و "پول پرستان" ناميد.
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 3:34 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
متاسفانه در فضای کنونی کشور موسیقی در سراشیبی تند سقوط قرار گرفته و عده ای به خاطر منافع شخصی ( پول - شهرت و ... ) ضربات جبران ناپذیری به هنر این مرز و بوم وارد می کنند که می توان نمونه آن هر روزه را در MITV و کانالهای مشابه تماشا کرد و یا عده ای دیگر که زبان فارسی را هم کامل بلد نیستند ( چون که اصلا تو عمر شریفشان ایران نبودند ) صرفا با خواندن یک شعر یک بیتی و ساختن یک ویدیو ( که صد رحمت به کانال ... ) اسم خود را هنرمند میگذارند. وبلاگ Orod Music با هدف شناسایی هنرمندان واقعی ( که بسیاری از آنان امروز فراوش شده اند ) و پخش موسیقی ایرانی از ۱۰ مرداد ماه کار خود را آغاز مینماید . در این وبلاگ شما مشاهده خواهید کرد : -زندگینامه هنرمندان ایرانی -دانلود رایگان موزیک های زیبا و کمیاب -امکان دریافت آرشیو کامل موسیقی ایرانی با آرزوی دیدار شما . OrodMusic@Yahoo.com
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 1:42 توسط Orod Music
|
|
|||||
|
|||||